۱/۱۰/۱۳۸۷

ای ساربان محمل مران کاشفته حالم من ز غم
یار مرا با خود مبر شوریده حالم من زغم
کان یاور مهروی من بر دل نهاده داغ غم
او میرود با آرزو من مانده با یادش به غم
او پیش رویش راهها صد آرزو آمالها
من پا به گل در بحر غم ماندم به جا با یادها
ای ساربان با او بگو حال من دیوانه را
بر گوش آن جانان بخوان خودسوزی پروانه را
با او بگو مجنون شده آن عاشق دلسوخته
گرد بیابان گشته و دیده به ره ها دوخته
با او بگو مجنون تو اسمت به شنها نقشه کرد
آنگه سرش را روی آن شنها نهاده سجده کرد
ای بیخبر از سوز من یکدم نظر کن روز من
بی روشنای روی تو چون شب شده هر روز من
آخر به فریادم برس بس کن تو این جور و سفر
دیگر ندارم طاقت چشم انتظاری پشت در

۱۲/۰۱/۱۳۸۶

تفسیر « بسم الله الرحمن الرحیم »

اسلام دین محبت است . دین صلح و بخشش و پیوند است ...
این را جزء به جزء شریعت اسلام می گوید و بلکه فریاد می زند . « بسم الله الرحمن الرحیم » یکی از اجزاء بنیادی اسلام و قرآن است . اگر به همین یک جزء توجه کنید ، همه اسلام را در آن خواهید یافت و تمام پیام قرآن را درک خواهید کرد . کتابی که تقریبا" همه سوره هایش با « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع می شود ، خود به وضوح این پیام را می رساند و محتوای و جهت اصلی آن محبت و بخشندگی است . در یک مورد هم که با « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع نشده ، در جای دیگر آن را دو بار آورده است ... چرا سوره های قرآن اینطور می شود ؟ چرا با کلام دیگری آغاز نمی شود ؟ دلیل تکرار پی در پی این آیه عاشقانه چیست ؟ همین نشان می دهد که خدایی که اسلام از آن می گوید ، پیش از هر چیز و بیش از هر چیز دیگر ، مهربان و بخشنده است و چنین خدایی ، از مومنان به خود ، انتظار مهربانی و بخشودن دارد . تاکید قرآن و اسلام بیش از هر چیز ، آن است که ای مردم محبت را دریابید و مهربانی کنید و الا چرا همه پیام های خود را با عبارت « به نام خداوند بخشنده و مهربان » آغاز می کند . چرا جمله دیگری ، آغاز کننده نیست . قرآن با جمله به نام خداوند انتقام گیرنده ، به نام خداوند متکبر و به نام خداوند عادل شروع نشده ، پس خدایی که در دل آیات مختلف نهفته است ، در اول و آخر مهربان و بخشنده است . اگر هم صفت دیگری دارد ، این ویژگی او حالتی است از محبت بی پایانش . خداوند عادل است ، اما بخشش خود را بر عدالت خویش برتری می دهد . حسابگر است ، اما داوری و حسابگری او تحت الشعاع بخشش لایزال اوست ...

ازکتاب تفاسیر بسم الله و معانی آن از دیدگاه های مختلف و برگرفته از تعالیم استاد ایلیا رام الله

۱۱/۲۷/۱۳۸۶

آرام باشید

در آسمان ها گشوده است وارد شوید ، خانه شما آنجاست . آنچه در پی آنید در آنجاست . در آنجا هر چه بخواهید مهیاست . ملکوت الهی مشتاق شماست ، به پرواز در آیید . این سرزمین سرد است ، این زمین تاریک است ، رهایش کنید ....
آرام باشید اگر به خدا ایمان دارید و اگر آرام نیستید بدانید که از ایمان تهی گشته اید . ایمان بیاورید ، از ایمان وجودتان روشن و نورانی می شود . نور ایمان ، قلبتان را آرام می کند . این ایمان ، از آن برتر و گرامی تر نخواهید یافت ...
قلب هایتان را به روی او بگشایید آنگاه آرام خواهید شد . آرام باشید ، مگر جز اینست که سرچشمه ی آرامش ، خداوند است ، او در وجودتان همیشه حاضر است .

۱۱/۱۹/۱۳۸۶

بخوانید


خدا را بخوانید با زبان ، با ذهن و قلبتان و آنگاه بشنوید آنرا از زبان روح تان ، به هنگان خواندن آگاه باشید که ، چه کسی را می خوانید ؟ به یاد داشته باشید که در حضور که هستید ؟
با خنده و گریه ، در خواب و بیداری ، در سختی و راحتی ( ... ) و حتی با آهنگ و آواز ، خدا را بخوانید .
بگذارید خداوند زمزمه و زمینه ی کلام و نگاه شما باشد .
با ایمان و اعتماد بخوانید و همه چیز را به او بسپارید . بدانید که بی شک پاسختان را می دهد لیکن آنطور که خود می داند و به شکلی که شعور بی کران و قدرت نامحدودش ایجاب می کند .
خدا را به گونه ای بخوانید که فرزندی پدر و مادر خود را ، عاشقی معشوق محبوب خود را ، و بنده ای خالق و پروردگار خویش را می خواند .
خدا را با عشق و حرارت بخوانید ، با امید و انتظار .
خدا را در وجود خود و در وجود دیگران ، در طبیعت ، در آسمان و در زمین بخوانید و صدایش بزنید . در وجود هر آنچه می بینید و نمی بینید ، خدا را صدا بزنید و او را بخوانید تا در وجود همه چیز و همه کس خود را ، انطور که خود می داند ، آشکار سازد .
خدا را آن گونه بخوانید که روح خود را . با هر دم و بازدمی ، با هر نفسی خدا را بخوانید که هر نفس ، خود نام خداوند است ....

برگرفته از کلام استاد رام الله ( پیمان فتاحی )
یک لحظه و یکساعت دست از تو نمی دارم
زیرا که تویی کارم زیرا که تویی بارم

از قند تو می نوشم ، با پند تو می کوشم
من صید جگر خسته تو شیر جگر خوارم

جان من و جان تو گویی که یکی بوده است
سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم

۱۱/۰۹/۱۳۸۶

به نام او که زنده و زندگی بخش است

ای باغبان ، باغ را دریاب که باغبان بی باغ همچون پرنده بی پرواز است ....
بیاد آور آنچه یاد کننده را زنده می کند و به یادش می آورد .
و بدان که دانه هایی در تو کاشته شده که اگر بروزند کویر
روح ات بهشت می شود و اگر نرویند در آن کویر شوره زار
از تنهایی و تشنگی و گرسنگی هلاک می شوی .

( نقل از استاد رام الله )